بعضی رابطه ها با بعضی آدما باعث می شه آدم خیلی صریح و بی پرده بانقاط ضعفش آشنا بشه.
حتا اگه اون آدما،با بزرگواری و پرده پوشی سعی کنن بــَدی های تو رو بپوشونن.و یا اصلا به روت هم نیارن.
چقدر دوست داشتنی هستند این بعضی ها...!!
تو به من فكر ميكني هميشه و من تا به تو فكر مي كنم،هستم...!!
*از :قيصر
خیلی دلم می خاد شبا نخوابم و بشینم زیر نور ماه فکر کنم.این حس اخیرا تو وجودم
خیلی تقویت شده.
دوست دارم فقط فکر کنم و فکر کنم و فکر کنم...
اونقدَر که جونم بالا بیاد.اما نمیشه.اکثرا یا کاری پبش میاد یا می گیرم می خوابم.
کم پیش میاد بتونم رو موضوعی تمرکز کنم.حواسم همیشه ی خدا از کار اصلی که
باید بکنم پرت می شه.اینم یکی از دلایل کم فکر کردنمه...
نه اینکه اصلا فکر نکنم.اتفاقا فکر می کنم.می نویسم.حرص می خورم و کلی دغدغه دارم.
اما به اون عمقی نیست که دلم می خواد.انگار راضی نیستم...
انگار بریده بریدهـ س فکرام.منقطع!که به یه تصمیم درست منتهی نمی شه...
نوشتنم هم همینطوره!خیلی حرف دارم.که فکر می کنم به درد می خوره!اما لعنت به سرعت
بالای ذهنم!لعنت به خط بدم!لعنت به سرع پایین تایپم!لعنت!
همین متنو کلی نوشتم و پاک مردم تازه شده این!مزخرف!
سرعت ذهنم خیلی بیشتر از سرعت قلممه.تند پیش میره...
حرفام هنوز قبلیا تموم نشده میاد تو ذهنم.هم از اینا جا میمونم هم از اونا!
اَه!هیچ وقت نویسنده خوبی نمیشم.هرگز!زانوی غم بغل گرفته ام که با این خط و این سرعت
نوشتن و این سرعت بالای ذهن،رشته علوم انسانی هم قبول شده ام.
تو امتحاناش فقط باید بنویسی...
سرِدرسای عمومی هم همیشه همین مشکلو داشتم.به غیر یکی که هیچ نخونده، شدم 14 ،
بقیه رو 20 گرفتم.همین معدلمو بالای15 نگه داشته.
این روزا که کلاسام تموم شده فقط کتاب می خونم و مجله و روزنامه...
هر از گاهی هم فیلمی.
اصلا حال و حوصله اینکه برم سراغ درسای مهندسی آب رو ندارم.
بس که تو این 8 – 7 ماه اخیر کتاب تحلیلی خوندم.همش حفظی...
دیگه رغبت نمی کنم برم سراغ درسای آب.مثلا سازه های آبی،یا چه می دونم پمپ!
فکر کن!
درست داره قضیه ترم پیش تکرار می شه که همه درسامو با 10 پاس کردم...
تازه با کلی منت کشی از استادا.
کنکور هم به کوری چشم دشمنان اسلام!خوب بود.خیلی خیلی خیلی زیاد امیدوارم طهران
قبول شم.طهران و شهید بهشتی که خیلی بعیده.علامه هم متنفرم از جـَــوِش.
اسلامی کردن دانشگاه رو تفکیک جنسیتی معنا کردن!
میمونه تربیت مدرس و تربیت معلم و دانشگاه وزارت امور خارجه!
دعا بفرمایید.
مثل آنکه شاهرگ احساسم را بریده باشی...!!
پس خفه شو و بازی کن.
عشق رو از مدتش بسنج
نه از شدت...!!
گفت:عاشق؟!
تو قاشق هم نیستی...!!
پیداست که بیت الغزل چشم تو چون است...